امروز پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹
شناسه خبر: ۱۹۶۷
تاریخ انتشار: ۱۵ شهریور ۱۳۹۴
گردشگری انقلاب اسلامی در مشهد / 10

نقش حوزه علمیه نواب در شکل گیری حرکت مردم مشهد در انقلاب اسلامی

مدرسه نواب شاهد فعالیت، شهید نواب در بین طلاب خود می باشد. حضور وی در این مدرسه و سخنرانی افشاگرانه اش علیه رژِم پهلوی یکی از وقایع تاریخی این مدرسه است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی بصرنیوز ظرفیت گردشگری انقلاب اسلامی که امروزه در شهر مقدس مشهد که از کانون های اصلی انقلاب  بوده  مغفول واقع شده است به همین منظور موضوع ظرفیت گردشگری انقلاب اسلامی در قالب پرونده ای در پایگاه خبری تحلیلی بصرنیوز بررسی میگردد.

حوزه علمیه نواب یکی از مراکز فعال در حوزه انقلاب اسلامی بوده است این مدرسه در ضلع شمالی حرم مطهر و حاشیه شمالی بالا خیابان (خیابان نادری سابق و شیرازی فعلی) قرار دارد. بانی و واقف موقوفات این بنای خیریه که در زمان شاه سلیمان صفوی (۱۰۸۶ ه.ق) ساخته شد مرحوم ابوصالح رضوی از جمله اشراف و اعیان و سادات رضوی و ملقب به نواب و نقیب سادات در مشهد بوده و به این جهت مدرسه را صالحیه نواب و با تخفیف صالحیه، مدرسه نواب می نامند.

حجت الاسلام محسن دعاگو که در حوزه علمیه مشهد تحصیل و با علمای آنجا مراوده داشت فضای این حوزه را در سال ۱۳۵۰ این گونه ترسیم می کند: «در مدرسه نواب نیرو های طرفدار نهضت و امام در اکثریت بودند. جو مشهد در آن سالها طوری شده بود که بسیاری از روحانیون ی که برای شاه دعا می کردند و یا وقتی شاه به مشهد می آمد به استقبال او می رفتند. از نیروهای انقلابی به شدت می ترسیدند، چون عمامه های بعضی از آنها برداشته می شد یا بعضی ها کتک می خوردند. همچنین یکی از موسسان نشریه «راه حق» در حوزه مشهد بود – نشریه ای که در آن مقالات سیاسی درج و به در و دیوار مدرسه نواب و میرزا جعفر چسبانده میشد – ایشان از بی توجهی اولیه طلاب و حتی تمسخر آنها سخن می گوید و از نهضت امام به عنوان معجزه و روح بخش به حوزه مشهد یاد می کند.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب، آیت الله واعظ طبسی و شهید هاشمی نژاد، از طلاب فاضل و مبارزی بودند که از هر فرصتی برای مبارزه و افشاگری ظلم و بیداد رژیم استفاده می کردند. علاوه بر این شخصیت ها، افراد دیگری بودند که در همین مدرسه رشد و نمو پیدا کردند و در ادامه راه یا شهید شدند و یا زنده ماندند و در استقرار و استمرار نظام جمهوری اسلامی نقش آفرینی می کنند.

خاطراتی از آیت الله خامنه ای در باب حضور نواب در مدرسه نواب!
مدرسه نواب شاهد فعالیت، شهید نواب در بین طلاب خود می باشد. حضور وی در این مدرسه و سخنرانی افشاگرانه اش علیه رژِم پهلوی یکی از وقایع تاریخی این مدرسه است. آیت الله خامنه ای در خاطرات خود از سخنرانی مهیج شهید نواب صفوی در مدرسه نواب می گویند: اما نخستین جرقه های سیاسی، مبارزاتی و دشمنی با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهید راه اسلام شهید «سید مجتبی نواب صفوی» در ذهن ایشان زده است، هنگامی که نواب صفوی با عده ای از فداییان اسلام در سال ۳۱ به مشهد آمدند و در مدرسه ی سلیمان خان، سخنرانی پر هیجان و بیدار کننده ای در موضوع احیای اسلام و حاکمیت احکام الهی، فریب و نیرنگ شاه و انگلیس و دروغ گویی آنان به ملت ایران، ایراد کردند. ایشان در خاطراتشان ادامه می دهند: نواب یک سفر به مشهد آمد. برای اولین بار نواب را در آنجا شناختیم و فکر می کنم که سال ۳۱ یا ۳۲ بود. ما شنیدیم که نواب صفوی و فداییان اسلام آمده اند به مشهد …

بعد گفتند که فردا هم نواب به مدرسه نواب می رود. من هم به مدرسه نواب رفتم برای اینکه بار دیگر او را ببینم. زاید نواب مدرسه ی بزرگی است. برعکس سلیمان خان که کوچک است، نواب فضای وسیعی دارد. آن روز همه آن مدرسه را فرش کرده بودند و منتظر نواب بودند. گفتند که از مهدیه به این طرف راه افتاده اند. من راه افتادم و به استقبالش رفتم که هرچه زودتر او را ببینم.

یک وقت دیدم از دور دارد می آید. یک نیم دایره ای در پیاده رو درست شده بود که وسط آن نیم دایره نواب قرار گرفته بود و دو طرفش همینطور صف مردمی بود که از پشت سر فشار می آوردند و می خواستند او را ببینند و پشت سرش جمعیت زیادی حرکت می کرد. من هم وارد شدم.

باز رفتم نزدیک نواب قرار گرفتم. جذب حرکات او شده بودم. نواب همینطوری که می رفت شعار هم میداد. نه اینکه خیال کنید همینطور عادی راه می رفت، یک منبر در راه شروع کرده بود: ما باید اسلام را حاکم کنیم . برادر مسلمان! برادر غیرت مند! اسلام باید حکومت کند… با همین حالت به مدرسه نواب رسیدیم و وارد شدیم. جمعیت زیادی هم پشت سرش آمدند. البته مدرسه پر نشد، اما در مسجد مدرسه جمعیت زیادی جمع شده بودند. باز من رفتم همان جلو نشستم و چهار چشمی نواب را زیر نظر داشتم.

شروع به سخنرانی کرد. با همه وجودش حرف می زد. یعنی اینجور نبود که فقط زبان و سر و دست کار کند، بلکه زبان، سر، دست، پا، بدن و همه وجودش همینطور حرکت می کرد و حرف می زد و شعار می داد و مطلب می گفت. بعد هم که سخنرانی اش تمام شد ظهر شده بود و پیشنهاد کردند که نماز جماعت بخوانیم. قبول کرد و اذان گفتند. جلو ایستاد و نمازجماعتی حسابی هم ما پشت سر نواب خواندیم. بعد رفت و دیگر ما بی خبر بودیم و اطلاعاتی از ایشان نداشتیم تا خبر شهادتش به مشهد رسید، بعد از حدود تقریبا دو سا ل که از سفرش به مشهد می گذشت.

واکنش به اتهامات روزنامه اطلاعات
در پی آزادی امام خمینی از زندان۱۸/۱/۱۳۴۳ روزنامه اطلاعات، علت آزادی روحانیون را موافقت آنان با دولت ذکر کرده بود. این موضع گیری روزنامه سبب شد که امام خمینی و دیگر آیات عظام واکنش نشان بدهند. در مشهد آیت الله واعظ طبسی در سخنرانی خود در منزل آیت الله قمی به همراه تعدادی از علما روز ۲۵/۱/۱۳۴۳ در مدرسه نواب حضور یافتند.

به مبارکی حضور ایشان مدرسه فرش و تزیین شده بود و عکس های امام خمینی، آیت الله میلانی و آیت الله قمی به دیوار و سر در مدرسه نصب شده بود.متن قطعنامه ای که از قم فرستاده شده بود از طرف طلاب خوانده شد. در این قطعنامه از دولت خواسته شده بود مجلسین منحل شوند؛ آیت الله طالقانی و استادان دانشگاه از زندان آزاد شوند. برای کارگران بیکار کار فراهم شود، امنیت به مردم بازگردد و به وضع بازماندگان نهضت ۱۵ خرداد رسیدگی شود. پس از قرائت این قطعنامه؛ شرکت کنندگان در این مجلس با فریاد «صحیح است» پشتیبانی خود را اعلام کردند.

تشییع جنازه شیخ احمد کافی و یورش به مدرسه نواب
شیخ احمد کافی از واعظان معروف در روز جمعه ۳۰/۴/۱۳۵۷ بر اثر حادثه رانندگی در مسیر مسیر جاده قوچان – مشهد، جان خود را از دست داد؛ ۳۱/۴/۵۷ مراسم تشییع از میدان فردوسی مشهد به طرف حرم مطهر امام رضا (ع) آغاز گردید. مراسم تشییع به تظاهراتی علیه رژیم تبدیل و سبب تیراندازی، چند نفر کشته و مجروح گردیدند؛ مأمورین امنیتی برای جلوگیری از وخیم شدن اوضاع، جنازه را از دست مردم خارج ساخته و به تهران منتقل نمودند. در اثر درگیری بین ماموران و تظاهر کنندگان، تعدای مجروح گردید.

ماموران و کماندوهای رژِم برای سرکوب مرکزیت این جنبش به سمت مدرسه وارد آن شده، و به طلاب و حجره های آنان حمله ور شدند. آنها ابتدا مبادرت به ضرب و شتم طلاب نمودند و سپس به غارت اموال و کتاب های طلاب مدرسه پرداختند. در اثر این یورش، عده ی زیادی از طلاب جوان مجروح و مصدوم شدند. ماموران و کوماندو های رژیم پس از جنایت های وارده در مدرسه را بستند و آن را به اشغال خود در آوردند.

این حادثه بازتاب هایی در بین مردم داشت. مردم و روحانیون در اعتراض به یورش وحشیانه با بیانیه هایی، نفرت خود را به اعمال رژِیم اعلام داشتند.

آیت الله سید عبدالله شیرازی طی صدور اعلامیه ای ضمن محکوم کردن رفتار وحشیانه رژِیم در مراسم تشییع مرحوم کافی و حمله به مدرسه نواب اظهار داشت: حادثه ی که در آن عده ای از محصلین علوم دینی و فضلا به شدت مضروب و مجروح و از مدرسه نواب روانه زندان گردیده، در و پنجره و شیشه ها را شکستند، در مدرسه را بستند و تعطیل نمودند، حادثه ای که در آن طبق گواهی شهود عینی افرادی را برهنه و به شدت مضروب و بدن نیمه جان آنها را با آمبولانس بردند.

علیهذا به منظور همدردی در این فاجعه تکان دهنده روز سه شنبه نوزدهم شعبان ۱۳۹۸ ه . را تعطیل عمومی اعلام می کنیم و از عموم مسلمانان انتظار داریم با ابراز تنفر و انزجار از این اعمال غیر انسانی در این مراسم شرکت نمایند…» نامه پنج صفحه ای به عنوان جمعی از علمای مشهد از سوی آقایان عباس واعظ طبسی، محمد رضا محامی و سید عبد الکریم هاشمی نژاد منتشر گردید در این نامه ضمن تحلیل وقایع انقلاب و رویداد های کشور و سیاست های سرکوب گرانه رژِیم و محکوم کردن جنایات عمال شاه یادآور شدند:

جنایت های اعمال حکومت در مشهد به اینجا پایان نیافت زیرا بسیاری از مردم بی گناه را که در خیابان ها شدیدا مورد حمله قرار داده و آنها را مضروب ساختند و تعدادی از آنها را دستگیر شده بودند در کلانتری ها و مراکز پلیس زندان لخت کرده و بیرحمانه کتک می زدند و تازه پس از آرام شدن اوضاع بود که پلیس ایران؛ که از روحانیت مسوول سخت کینه در دل دارد بدون کمترین بهانه مقارن ساعت ۳ بعد از ظهر به داخل مدرسه نواب یورش برده و طلبه های بی گناه ساکن مدرسه را از میان اتاق ها و رخت خواب هایشان بیرون کشیدند و به سختی مضروب ساختند…» همچنین از سوی جمعیت زنان مسلمان خراسان نیز پیامی صادر شد در بخشی از این پیام به عموم ملت رنجدیده ایران آمده است: «ما برای مقتولین شهیدان اسلام که در راه تحقق حکومت اسلامی بر رهبری حضرت نائب الامام خمینی مدظله العالی در شهر مقدس قم و در تبریز و یزد، جهرم، اهواز و دیگر شهرستان های کشور، چون گل های پرپر شده به خاک و خون افتاده اندگریه کردیم. شما بر طلاب غرقه به خون و شهیدان مظلومی که در مشهد در روز ماه مبارک شعبان (۳۱/۴/۵۷) در جریان تشییع مرحوم حاج شیخ احمد کافی به دست ماموران جلاد شاه دژخیم کشته شده اند گریه کنید و برای چندمین بار خود و فرزندانتان را پیراهن سیاه بپوشانید. و این بار به سوگ عزیزان بنشینید که خون پاکشان در کنار حرم مطهر امام هشتم (ع) بی گناه ریخته شد … .»

منابع

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کتاب شرح اسم

روزنامه قدس

تاریخ انقلاب

نظرات

آخرین اخبار